تبليغاتX
حرفهای دل یک جوان پیر
می گریزی از من
به کجا؟
به کدامین گنهم؟
گنهی کز سر تنهایی و بیماری بود؟
گنهی بود عظیم
لیک
نه سزاوار چنین رنج و عذابم کرده است.
من عاشق به تو کی بد کردم؟
به من این نیک بگو
که به جز عشق و محبت چه ز من می دیدی
که مرا در پس دیوار رهایم کردی
پس کجا رفت چنان عشق و وفا
به که دادی دل را
که ز من باز گرفتی دل را؟
من هنوز منتظرم
که ببخشی گنهم
به کنارم باز آی
من هنوز منتظرم.

+ حرف من در  شنبه بیست و هشتم مهر 1386ساعت 18:32  توسط <-ستاره سهیل->  |