|
این بار نه شعر میخوام بگم نه متن قشنگ، این بار اومدم شکایت. اومدم ببینم چرا همیشه تنهام میذارن.مگه من چه کارشون میکنم؟هر چی محبت میکنی بیشتر زجرت میدن.می دونی چرا؟
چون ساده ام.چون فکر میکنم همه خوبن.دیگه اعتمادما نسبت به همه از دست دادم.همه دروغ میگن.همشون از احساسم سوء استفاده میکنن.قبلا فکر میکردم همه خوبن مگه این که خلافش ثابت بشه اما حالا فکر میکنم همه بدن مگر این که خلافش ثابت بشه.همه تا وقتی باهات هستند که زمان خوشیه ولی اون موقع که بهشون احتیاج داری.... اونا را که نمیتونم عوض کنم پس باید دید خودما تغییر بدم.باید بفهمم صمیمی ترین دوستاتم میتونن دورت بزنن.به قول شاعر (البته خیلی وقت پیش این شعرا شنیدم اگه جاییش اشتباه بود منو ببخشید): من از دشمن نمی ترسم خراب نعره های شیر
+ حرف من در شنبه دوم آذر 1387ساعت 12:6  توسط <-ستاره سهیل->
|
|
|