تبليغاتX
حرفهای دل یک جوان پیر - او نیز...
صدایی آمد
که من دلسوخته را با خود برد
به کجا؟
به هر آنجا که در آن هیچ نبود
به جز یک بند گره خورده ز عشق
عادتم داد ولی
عشق او آخر مرد
من بی عشق میان اسرا جا ماندم
نه به پیشم بردند
نه به پس افکندند
نتوانم که ز او برگردم
ولی او خواهد رفت
او به من نیک بگفت
که نخواهد دگرم
من نخواهم که ز من بگریزد
چاره ای نیست ولی.

+ حرف من در  سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386ساعت 15:32  توسط <-ستاره سهیل->  |