|
صدایی آمد
که من دلسوخته را با خود برد به کجا؟ به هر آنجا که در آن هیچ نبود به جز یک بند گره خورده ز عشق عادتم داد ولی عشق او آخر مرد من بی عشق میان اسرا جا ماندم نه به پیشم بردند نه به پس افکندند نتوانم که ز او برگردم ولی او خواهد رفت او به من نیک بگفت که نخواهد دگرم من نخواهم که ز من بگریزد چاره ای نیست ولی.
+ حرف من در سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386ساعت 15:32  توسط <-ستاره سهیل->
|
|
|